تبليغاتX
سال 1387 سال پرچم شیروخورشید ارتش شاهنشاهی ایران
امروز 

سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387

دیدگاه دکتر احمد پناهنده

عراق جبهه‏ای است که از آغاز ِسقوط صدام حسین به وسیلهء جمهوری اسلامی علیه نیروهای متفق و به ویژه آمریکا گشوده شده است و کماکان گشوده است و امروز با خروج نیروهای انگلیسی از جنوب عراق، به کمک مقتدای صدر و با نیروی نظامی‏اش که پول و سلاح و همهء امکاناتشان از جمهوری اسلامی تأمین می‏شود، مرگ صادر کردند و جنوب عراق را به خاک و خون کشیدند تا از این طریق آمریکا و متحدانش را تحریک کنند و جنگ را به داخل ایران بکشانند؛ و این ترور و خشونت ِعریان، غیر از خشونت و پودر کردن انسانهایی است که هر روز در عراق جریان دارد و سربازان آمریکایی را به کام مرگ می‏کشانند. اما تا امروز، نیروهای متحد در عراق و به ویژه نیروهای آمریکائی، خویشتن‏داری از خود نشان دادند و از جنگ بزرگتر پرهیز کردند، که فقط دلخواه جمهوری اسلامی و همهء نیروهای تجزیه‏طلب است.

 

هرچند طیف نا آگاه جامعه از شدت فشار هر روزه بر خود آه می‏کشند که بمب‏ها از آسمان ایران بر آخوندها ببارد تا از این شرایط مرگبار نجات پیدا کنند، و صد البته چنین استقبالی در طیف زنان ستم‏دیده از هر سو بیشتر است، اما این استقبال همگانی نیست و بسیاری از بسیاران ِقشر آگاه و وطن‏دوست ِجامعه، در حالی که می‏خواهند سر به تن جمهوری اسلامی، در تمامیتش نباشد، ولی ایران و حفظ آن را برتر از جان خود می‏پندارند و هر حمله و هجوم در هر شکل و قد و قواره‏ای به خاک و آب و آسمان ایران را محکوم می‏کنند.

 

افغانستان جبههء دیگری است که همواره بر علیه نیروهای عضو ناتو گشوده است و جای پای جمهوری اسلامی در هر حادثه‏ای در خاک افغانستان به خوبی آشکار است. سران تروریستی و انسان‏کشی، همگی از خزانه جمهوری اسلامی که از حلقوم ملت ایران کشیده می‏شود، تغذیه می‏شوند و بسیاری از این سران هم اکنون در پناهگاه‏هایی در ایران تیم‏های عملیاتی مرگ را آموزش می‏دهند تا زندگی را بر زندگان و عاشقان زندگی بکشند.

 

حماس نیروی دیگر جیره‏خوار جمهوری اسلامی است که آرامش در منطقهء فلسطیني‏نشین را بر هم زده است و با گلوله‏باران منطقهء مسکونی شهرهای اسرائیل، می‏خواهد اسرائیل را وارد یک جنگ تمام عیار کند، که دلخواه اسرائیل نیست - اما این حق برایش محفوظ است که تروریست‏ها را تا هر جا دنبال کند و آنها را به دست عدالت بسپارد. پر واضح است که حماس به تنهایی محلی از اعراب ندارد که بخواهد یک تنه هم با جناح محمود عباس بجنگد و هم همزمان پای اسرائیل را به میدان جنگ بکشاند، بلکه این جمهوری اسلامی است که این جبهه‏ها را گشوده است تا با تحریک کردن اسرائیل، دامنهء جنگ را گسترش دهد و ابتدا به خاک سوریه و سپس به ایران بکشاند و از این طریق آمریکا را وارد جنگ کند.

 

حزب الله (لبنان) جبههء دیگري است که با پول و امکانات جمهوری اسلامی و از خاک سوریه - که آن هم از کیسهء مردم ایران حمایت می‏شود -  لبنان را به آتش کشیده است تا دامنهء جنگ را به خاک اسرائیل بکشاند و اسرائیل را وا دارد که به جنگ عکس‏العمل نشان دهد و از این طریق پای آمریکا را اگر در جاهای دیگر نتوانست به جنگ بکشاند از این طریق وارد عرصهء جنگ کند - عملی ننگین و ضد منافع ایرانی که امروز و هر روز، جمهوری اسلامی تلاش می‏کند موعدش را جلو بیاندازد؛ ولی خوشبختانه کشورهای آمریکا و اسرائیل تا امروز تدبیرشان بر ساده‏نگری و احساسات فاجعه‏آفرین چربید و در دامی که جمهوری اسلامی پهن کرده است، نیافتادند.

 

اما نباید خوش‏بین بود که این بازی تا بی‏انتها ادامه پیدا کند و دست جمهوری اسلامی همچنان گشاده بماند که از زندگی مرگ تولید کند. صبر و شکیبایی را هم حدی است و تا ابد نباید از دیگران انتظار داشت که خویشتن‏دار باشند و از منافع و جان خود و سربازانشان چشم بپوشند. اگر چنین می‏نماید که اکنون دیده می‏شود، دیر یا زود این جنگ در ِخانهء ایران را خواهد کوفت. چون جمهوری اسلامی در قدرت است؛ و تا وقتی چنین کسان ضدوطن در قدرت هستند، ما باید هر لحظه خطر جنگ را بر بام خانهء خود حس کنیم - زیرا جمهوری اسلامی در بحران و جنگ آفریده شد، در بحران و جنگ به حیات خود ادامه می‏دهد و عاقبت در بحران و جنگ هم می‏میرد.

 

از این جهت است که یک روز دم از صدور انقلاب می‏زنند و همزمان با عمل جنایتکارانه و ضدقوانین بین‏المللی ِاشغال وحوش‏وار سفارت آمریکا، جنگ خانمانسوز با عراق را هشت سال به طول می‏كشانند و در کنار ویران کردن هستی ایران، میلیون‏ها نفر را به کام جنگ می‏برند و مبارزین این میهن را به خاک و خون می‏ کشند و روز دیگر نعرهء نابودی اسرائیل را زوزه می‏کشند و به تروریستهای عالم کمک می‏کنند تا در هر نقطه‏ای که بتوانند، ترور و آشوب راه بیاندازند و به موازات آن هر حرکت آزادی‏خواهی را در ایران سرکوب کنند.

 

امروز هم این جبهه‏ها را در فراسوی ایران گشوده‏اند و انباری از باروت و سلاح‏های مرگبار را در اطراف ایران به غلظت انفجار رسانده‏اند؛ و هر آن گمان می‏رود همین فردا بمب بر سر ایران و ایرانی ببارد و با نابود کردن زیرساختهای ایران، خلاء قدرتی ایجاد گردد و تجزیه‏طلبان، چنگال خون‏آشامشان را در تن زخمی ایران فرو ببرند و از آن تکه‏ای جدایی، جدا کنند.

 

وظیفهء ما در این شرایط چیست؟

اینکه امروز بگوئیم جنگ بد است و یا خوب، دیگر هیچ اعتباری ندارد. و اینکه امروز دنبال مقصر بگردیم که چه کسی شروع کنندهء جنگ است و یا چه کسی جنگ‏طلب و خواهان جنگ است، مشکلی از ما حل نمی‏کند. امروز دیگر همهء آن فرصتها که می‏توانست ما را روی نقاط مشترکمان دور هم جمع کند، گذشته است و میدان را برای جمهوری اسلامی گشاده گذاشته‏ایم. نیروهای چپ در همه رنگش تا امروز نشان داده‏اند که هیچ دلسوزی برای خاک ندارند و از حساسیت در مقابل تجزیه‏طلبان تهی هستند.

 

در امر ائتلاف و یا اتحاد با نیروهای راست که تنها شانس آیندهء ایران هستند، هیچ رغبتی نشان ندادند و نمی‏دهند و ترسشان این است که در چنین اتحادی ذوب و بی‏رنگ شوند - زیرا از اندوختهء اجتماعی در زمینهء علم اجتماع و تاریخ، اگر نگوییم تهی، اما به فزون خالی هستند. به جرات می‏توان گفت که بسیاری از این نیروهای چپ، در فردای جنگ به جای دفاع از تمامیت ارضی و آبی ایران، در کنار تجزیه‏طلبان قرار می‏گیرند تا ایران را از این کوچکتر کنند.

 

مجاهدین (خلق) را هم باید در این جنگ ِدر پیش فراموش کرد که دلشان برای ایران بسوزد. بلکه باید چنین دید که همراه با نیروهای متجاوز به خاک ایران در کنار آنها به حداقل خواسته‏ها راضی شوند. از این جهت است که با هر بهانه‏ای می خواهند با اطلاعات غلط دادن به نیروهای درگیر با جمهوری اسلامی، جنگ  و مرگ را بر سر ایران ببارانند تا شاید از این نمد جنگ، کلاهی برای خودشان بدوزند. اما باید به ایشان گفت شتر در خواب بیند پنبه دانه.

 

در این میان فقط نیروهای راست است که با تمامی جان و دل با ایران و ایرانی همراه هستند و هر گونه گزند به گوشه‏ای از خاک ایران و یا صدمه بر مردم را نمی‏توانند تحمل کنند. چنین بوده و هست که بار تاریخی و حفظ ایران را همین نیروهای راست بر دوش کشیده و بکشند و امروز بیش از هر زمان دیگری این وظیفه، فقط به نیروهای راست محول شده است.

 

پس اولین وظیفه می‏تواند این باشد که نیروهای به حق وطن دوست با هماهنگی نیروهایی در داخل ایران، زیر چتر شخصیت ِشاهزاده رضا پهلوی که از اعتبار بین‏المللی و حمایت بی‏شماری از مردم ایران برخوردار است، گرد هم آیند که ایشان را به عنوان سمبل و نماد آشتی و حافظ چهارچوب ارضی و آبی ایران در نقش فراسازمانی و حزبی به جهانیان معرفی کنند تا در هنگامهء جنگ و خونریزی، اگر خلاء قدرتی در ایران ایجاد شد، ایشان بتوانند در کنار این نیروها و اکثریت مردم ایران این خلاء را پر کنند و هم زمان با سرنگون کردن جمهوری اسلامی به دست توانای مردم ایران، با کمک باقی ماندهء ارتش و بخشی از سپاه و بسیج و همهء وطن‏دوستان، تجزیه‏طلبان را گوش بپیجانند و جلوی تجزیه ایران را بگیرند. این تنها امید و شانس تاریخی ملت نجیب ایران است که هر کس باید برای حفظ ایران و مردم ایران دست ایشان را بفشارد.

 

پر واضح است که این  راه حل یک راه عبور به آینده است و در فردای نیست شدن جمهوری اسلامی و حفظ چهار چوب ارضی ایران، شرایط برای انتخابات مجلس مؤسسان ایجاد می‏گردد و آیندهء کشور در آن به رایزنی گذاشته می‏شود. حال اگر نیروهای چپ ادعا دارند که وطن‏دوست هستند، باید در این سرفصل تاریخی تعیین‏کننده که بود و نبود ایران و ایرانی در میان است، به وظایف خود عمل کنند. همچنین باید بدانند که همهء این نیروها در همهء رنگش به تنهایی هیچ‏وقت مطرح نبودند و نیستند - اما برای ماندگاری و پاک کردن کارنامهء سراسر سیاه و خونین خودشان در تاریخ ایران، بهتر است از خواب بیدار شوند و یکبار هم شده نام نیکی از خودشان در تاریخ به یادگار بگذارند.

 

در کنار این امر مهم باید با صدای بلند جهانیان را گوش و چشمان باز کرد که حل معضلی به نام جمهوری اسلامی، تنها از راه جنگ نیست. زیرا جنگ نمی‏تواند فقط سران و همهء جنایتکاران در قدرت را هدف قرار دهد، بلکه چنین جنگی قبل از همه زیرساختهای صنعتی و اقتصادی ایران را هدف قرار می‏دهد و مردمان بسیاری را بی‏گناه به کام مرگ می‏کشاند که از جمهوری اسلامی دلی پر خون دارند. چنین فاجعهء انسانی و تخریب زیرساختهای وطن، مردم را از حرکت برای نابودی جمهوری اسلامی در همه سو باز می‏دارد و این همان شرایط مطلوب جمهوری اسلامی است که آن را انتظار می‏کشد.

 

همچنین باید به گوش جهانیان، به ویژه آمریکا و اسرائیل برسانیم که برای زمین زدن جمهوری اسلامی باید سر انگشتان این رژیم جنایتکار در عراق، افغانستان، فلسطین و لبنان را بی‏هیچگونه درنگی قطع کرد؛ و هم زمان پای روی گلوگاه منبع درآمد جمهوری اسلامی گذاشت و یک تحریم همه‏جانبه را پیش برد و همزمان با این برنامه به مردم ایران و اپوزیسیون کمک کرد تا با شل شدن پایه‏های جمهوری اسلامی در این فشار همه سویه، مردم را به خیابانها بکشند و گلوی جمهوری اسلامی را در تهران خفه کنند.

 

دکتر احمد پناهنده

نوشته شده توسط آرش در 0:7 | موضوع: خطر جنگ (2)
• لينک ثابت   •