یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387
ماجراجویی حکومت دینی و خطر جنگ
فيليپ جيرالدی در تازهترين مقالهاش، به تاريخ نهم ماه مه، با استناد به منابع اطلاعاتی خود، نوشته است که با وجود مخالفت محدود و نسبی رابرت گيتس، وزير دفاع آمريکا، طرح حمله به ايران، در شورای امنيت ملی آمريکا به تصويب رسيده است. فيليپ جيرالدي، قبلن يکی از مأموران عاليرتبهء سی آی ای بود که در حال حاضر با بعضی از محافل ضد جنگ، به خصوص با سايت معروف «آنتی وار» کار میکند. او در اين سايت، ستون ثابتی با نام Smoke and Mirrors دارد.
در ۲۱ ژانويهء امسال نيز، جيرالدی در مقالهاي، از فعال شدن دوبارهء ديک چينی (بعد از مدتی کنار گذاشته شدن عملی از مراکز تصميمگيری) و تلاش مستمر او برای افروختن جنگ آمريکا عليه ايران خبر داده بود. ترجمهء آن مقاله به همين قلم، همراه با توضيحات و تفصيلاتي، در همان زمان با عنوان «ديک چينی دوباره برای حمله به ايران، خيز برداشته است» منتشر شد. هرچند که از يک نگاه، در شرائط کنوني، کار حمله به ايران، برای دستگاه بوش، کاری آسان نيست، اما از يک نگاه ديگر، چنين حملهای میتواند بنابر محاسبات اسرائيل و کاخ سفيد، نقشی تعيين کننده در پيروزی جان مککين و شکست کانديدای حزب دموکرات، و يا دستکم حذف باراک اوباما به نفع هيلاری کلينتون، در انتخابات چند ماه ديگر رياست جمهوری آمريکا داشته باشد:
* تأكيد مجدد جان بولتون بر ضرورت بمباران مراكز آموزش تروريسم در دل خاک ايران (مراكز آموزش نيروهاي حماس و حزب الله لبنان در شمال شرق تهران)
* تصريحات مکرر اسرائيل در مورد «اجازهء دستيابی به بمب اتمی به ايران ندادن»، و انجام عمليات «پيشگيرانه» در صورت ضرورت و با تهديد به محو و نابود کردن کشور ايران و تمام هفتاد ميليون مردم آن از صفحهء روزگار، آن طور که «وزير زيرساختهای ملي اسرائيل»، اخيرن مژدهاش را داد، و در فاصلهای کمتر از دو هفته، هيلاری کلينتون نيز به تكرار سخنان او پرداخت.
* تمرينهای نظامی و سياسی بیسابقهء اسرائيل در ماه گذشته، که بنا به تفسير پروفسور ميشل شاسودووسکی و همکاران او، ماهيت دفاعی ندارد. يعنی به بيان روشنتر: اطلاع اسرائيل از حملهای احتمالن قريبالوقوع ايالات متحده به نقاطي در ايران، و آمادگی در برابر پاسخگويیهای احتمالی ايران.

در شرايط خاص کنوني، سرنوشت حكومت ديني ايران، با سرنوشت لبنان (حزب الله) و فلسطين (حماس) و تمام خاورميانه (عراق)، بيشتر از هميشه پيوند خورده است. عمدهترين عامل مضاعف در مضاعف کردن خطر تجاوز آمريکا و اسرائيل به ايران، حکومتی است که در محاسبات ابلهانهاش، امکان بقای خود و ادامهء قتل و غارت و دزدی و شکنجه و خفقان و دست و پا بريدن و اعدام و سنگسار را در دامن زدن به بحرانهای دروغين میجويد. بحرانهای دروغين، برای پوشانيدن بحرانهای راستين؛ و بنابراين، راه نجات مردم ايران و اپوزيسيون سالم و استقلالگرا و متکی بر تودههاست.
اگرچه در اين مقالهء اخير فيليپ جيرالدي، سخن از حملهء محدود به يک مرکز نظامی در ايران است، اما همانطور که تحليلگران سياسی بسيار آگاه، از جمله خود او نيز قبلن بر آن تأکيد کردهاند، اين حملهء محدود - در صورت وقوع - به حملهء نامحدود و تمام عيار به سراسر ايران و مراکز اتمی و غيراتمی آن خواهد انجاميد. به بهانهء پاسخ واقعی و انجام پذيرفته، يا موهوم و انجام نپذيرفتهء ايران به اين حمله. همان چيزی که به نظر میرسد، اين «حملهء محدود»، دقيقن به خاطر آن برنامهريزی شده باشد.
نهم ماه مه در واشنگتن زمزمهها و شايعاتی بالا گرفته بود مبنی بر اين که «شورای امنيت ملی آمريکا» با به اجرا درآوردن نقشهء يک حملهء هوايی به مقر نيروهای «القدس» سپاه پاسداران که نيروهای عراقی مخالف آمريکا در آن آموزش داده میشوند موافقت اصولی کرده است. مرکزی که ممکن است مورد حمله قرار بگيرد يکی از اردوگاههای نزديک به تهران است. وزير دفاع آمريکا، رابرت گيتس، تنها مسئولی است که خواهان تأمل بيشتر و به تعويق انداختن چنين حملهاي است.
تصميم حمله به ايران، نتيجهء مستقيم نگرانی آمريکا از وقايع اخير لبنان است؛ چرا که به نظر میرسد که حزب الله، دست پرورده و مزدور حکومت ديني ايران، توانسته است با استفاده از سلاحهاي اهدايي و پول سرشار نفت 120 دلاري، در اين وقايع، نسبت به نيروهای دولت لبنان، دست بالا داشته باشد؛ و احتمالن در موقعيتی است که خواهد توانست بر اوضاع پرآشوب کنونی لبنان مسلط شود و يك حكومت ديني - اسلامي متحجر، دقيقن مطابق ايران در اين كشور پياده نمايد.
کاخ سفيد، هشتم ماه مه، با واسطهء رهبران کرد عراقی که هنوز روابط تنگاتنگی با حکومت ديني ايران دارند، با حکومت ايران مذاکره کرده است. آمريکا در اين مذاکره، از حکومت ايران خواسته است تا اعتراف کند که در امور عراق دخالت میکند، و متعهد شود که به کمکرسانی به نيروهای مخالف آمريکا در عراق پايان دهد. به حکومت ايران، همچنين در مورد دخالت در لبنان اخطار شده است. گفته می شود که حکومت ايران، بلافاصله به آمريکا پاسخ داده است که همچنان بر مواضع گذشتهء خود پافشاری میکند، و بحث در اين گونه امور تا زمانی که آمريکا بر مداخلاتش در ايران با به کارگيری گروههای مخالف حکومت ايران خاتمه ندهد بیمورد است.
وضعيت فعلی لبنان، کاخ سفيد را اين طور متقاعد کرده است که بايد به حکومت ايران، علائم خطری بفرستد که بیسابقه باشند. احتمالن به صورت موشکهای کروز و در قالب يك حملهء نظامي محدود. میتوان چنين فرض کرد که حملهء آمريکا، دقيق و در حد امکان، محدود خواهد بود، و فقط نيروی قدس را هدف خواهد گرفت تا از صدمه رسيدن به مردم عادی اجتناب شود. هنوز کار تصميمگيری در مورد به اجرا گذاشتن اين طرح به مرحلهء پايانی نرسيده است. اين، با رئيس جمهوری آمريکاست که بعد از اتمام مراحل آمادهسازي، فرمان اجرای طرح را صادر کند.


