تبليغاتX
سال 1387 سال پرچم شیروخورشید ارتش شاهنشاهی ایران
امروز 

پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387

حکومت دینی در لبهء پرتگاه

آیت الله خامنهای به تقلید از محمود احمدی نژاد اعلام داشت که سیاست حکومت اسلامی ایران باید تهاجمی باشد – و تهاجمی هم هست. به بيان ساده، آنها بر این باورند که در هر مورد باید دست پیش بگیرند که پس نیفتند. ما این شیوه را در همهء رفتارها و کردارهای حکومت میبینیم که دو نمونهء برجسته آن، رویدادهای عراق و برنامهء اتمی حکومت است. احمدی نژاد میگوید: پرونده اتمی ایران بسته شده است. بروند و هرکاری میخواهند بکنند. در مورد عراق نیز خطاب به آمریکائیان با صراحت کامل میگویند: بروید، ما جای خالی شما را پر میکنیم. توگوئی آنها قدرت را به دست گرفتهاند که در دنیا فتنه به راه اندازند- و نه آنکه آمدهاند با این تعهد که در راه بهبودی مردم ایران زمین و نیکبختی آنان و شکوه و افتخار آن سرزمین باستانی و اهورائی کوشا باشند. بهای سنگین این شیوه را بالاخره ملت ایران مي‏پردازد- زیرا آنانی که از سیاست «تا لبهء پرتگاه» پیروی میکنند، روزي خود به پرتگاه سقوط خواهند کرد و ملت ایران را نيز به دنبال خود خواهند كشاند.

 

تردیدی نیست که دولت پرزیدنت بوش اکنون درعراق با وضعی بسیار دشوار روبروست. یک ائتلاف نامیمون وضع را برای سیاستگذاران امریکائی بسیار دشوار ساخته است: از یک سو گروهك تروریستی بینالمللی القاعده که میخواهد اسلام ناب محمدی اهل تسنن را بر جهان پیروز گرداند و با اهل سنت عراق و فدائیان صدام حسین همکاری تنگاتنگی دارد تا نگذارد شیعیان عراق که اکثریت عددی را درآن کشور تشکیل میدهند قدرت را در دست خود قبضه کنند- و از سوی دیگر حکومت اسلامی ایران، که البته آن هم میخواهد اسلام ناب محمدی ساخت خيابان پاستور را در جهان برقرار سازد، منتها نسخهء شیعه آن را - و گرچه القاعده و فرقهء وهابی را دشمن خونین و خطرناک خود میداند، ولی در این برهه از زمان مصلحت میداند که با آن علیه دشمن بزرگتر، «شیطان بزرگ» همکاری کند. این اتحاد نامیمون جمهوری اسلامی ایران، تروریستهای بینالمللی القاعده، فدائیان صدام حسین و گروهك تروريستي مردم‏ستيز جيش المهدي به سركردگي مقتداي صدر، میخواهد حضور نظامی امریکا درعراق را به خفت و ذلت بکشاند - و هریک از آنها منافع و هدفهای خود را دراین راه جستجو میکند:

 

- صدامیان میخواهند درعراق به قدرت بازگردند و سرکوب شیعه را ازسرگیرند و خود دوباره آقای آن کشور شوند.

 

- القاعده که از سودان و سپس افغانستان رانده شده، اکنون میخواهد عراق را به صورت پایگاه خود برای تسلط برجهان درآورد. اسامه محمد بن لادن در آخرین نطق ویدئوئی خود به مردم امریکا توصیه کرده بود که بروند و مسلمان شوند! از نظر آنان، تنها یک دین راستین در جهان وجود دارد و آن، اسلام، به تعبیر وهابی آن است.

 

- حکومت ایران نیز همین هدف را دنبال میکند، یعنی گسترش اسلام در سراسر جهان - تنها به تعبیر شیعه آن و البته با كمك مزدوراني نظير مقتداي صدر.

 

ولی از آنجا که ایران در همسایگی عراق قراردارد، و بیش از 60 درصد از مردم عراق اهل تشییع هستند و حکومت ایران امید دارد که آنان را به عنوان پیشمرگان خود به کار گیرد، از انگیزههائی بسیار قویتر از هر عامل دیگری برای دخالت در عراق و فتنهگری در آن کشور برخوردار است. آیت الله خمینی جنگ با عراق را شش سال طولانیتر کرد تا شاید بتواند صدام را براندازد – که نتوانست. حزب بعث عراق را براندازد- که نتوانست. شیعیان را برآن کشور حاکم کند- که نتوانست. آمریکا آمد و همه این خدمات را به حکومت ایران کرد و حالا هنگام آن است که «آمریکا باید برود» و صحنه را به سود حکومت ایران خالی کند و محمود احمدی نژاد به صراحت میگوید: ما جای خالی شما را حاضریم پر کنیم- و تهدید میکند که: اگر نروید همه سربازان شما درتیررس قرار خواهند داشت - که منظورش تیررس ماموران حکومت ایران است.

 

محمود احمدی نژاد در دیدار با فوتبالیستهای ایرانی توصیه کرده و گفت: از آنجا که سرعت توپ از سرعت پای انسان بیشتر است، شما توپ را شوت کنید و بگذارید که رقیب به سوی آن بدود. اکنون در مورد عراق نیز همین سیاست را درپیش گرفتهاند. نیرو وارد خاک عراق میکنند، تروریست به آن کشور میفرستند، پول و اسلحه برای فتنهجویان ارسال میکنند و میگذارند تا ارتش آمریکا به دنبال آنها بدود- آنقدر بدود که خسته شود و خاک عراق را ترک گوید.

 

دولت پرزیدنت بوش دراین روزها در یکی از بدترین دورانهای تاریخ جنگ عراق قرار دارد. دموکراتها فشار میآورند که آمریکا تاریخی برای خروج نیروهای خود تعیین کند - گرچه خود خوب میدانند که چنین اقدامی به حیثیت و آقائی ایالات متحده لطمه جبرانناپذیری خواهد زد. ولی آنان این فشار را در آستانه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ضروری میدانند تا حکومت را از جمهوریخواهان بربایند.

 

در داخل عراق، دولت آقای جواد نوری المالکی ناتوانی نشان داده و قادر نبوده است به آشتی و همکاری با گروههای اهل تسنن برسد  و نه تنها این، که حتی همه شیعیان را نیز نتوانسته دور خود گرد آورد. نیروهای امنیتی عراق نیز در اوج ناتوانی قرار دارند و نمیتوانند با فدائیان صدام، پیروان القاعده و گروهك جيش المهدي (که از انگیزه بسیار بالايي برخوردار هستند) به رویاروئی بپردازند. ارتش آمریکا نیز که روحیه مردم عراق را درک نمیکند، هنوز نتوانسته است خود را با شرائط حاکم برآن سرزمین وفق دهد و عوامل ترور را شناسائی و آنها را سرکوب کند. در مجموع، حتی اگر ارتش آمریکا خاک عراق را ترک گوید، نمیتوان برای این سرزمین و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس آیندهای خوش پیشبینی کرد. اگر آمریکا برود، کشورهای عرب متحد خواهند شد تا نگذارند حکومت ایران بر عراق مسلط گردد. کردهای شمال نیز بیکار نخواهند نشست و به برادران عرب اهل تسنن خود خواهند پیوست.

 

از هم اکنون اعراب با صدای بلند میگویند که نباید گذاشت شیعه درمنطقه مسلط شود و اگر خطر حکومت ديني ایران را بسیار جدی احساس کنند، دست اتحاد به یکدیگر داده، ممکن است علیه حکومت ایران وارد عمل شوند و آنگاه سرزمین عراق به جایگاه جنگ شیعه و سنی مبدل خواهد شد که جنگهای صد ساله مذهبی دراروپا در برابر آن بسیار ناچیز خواهد بود.

 

آیت الله خمینی با این تعهد مردم ایران را به دنبال خود کشاند که ایرانیان به آزادی و زندگی بهتر دست یابند. از انتقادهای گزنده آیت الله خمینی یکی هم آن بود که چرا شاه فقید ایران اسلحه میخرد و ارتش ایران را مسلح میکند. ولی رژیم اسلامی از هنگامی که قدرت را در ایران به دست گرفته، بخش عمدهای از ثروت ایرانیان را در اختیار گروههای ترور و صادرکنندگان انقلاب قرار داده و یا آن را در راه موشکسازی و تولید بمب و انرژي اتمی هزینه کرده است.

 

سیاستهای توسعهطلبانه رژیم، ممکن است در دهها سال آینده، مردم ایران را همچنان با بحران و خطر درگیری و جنگ و تحریم روبه‏رو سازد وحتی موجب جنگ و فاجعه شود - مگر آنکه ملت ایران به پا خیزد و از یاری جهانیان برخوردار گردد و بتواند مام میهن را از چنگال این گروه نجات دهد.

نوشته شده توسط آرش در 9:31 | موضوع: تا لبهء پرتگاه
• لينک ثابت   •