تبليغاتX
سال 1387 سال پرچم شیروخورشید ارتش شاهنشاهی ایران
امروز 

شنبه سی و یکم فروردین 1387

اولین بمب افکن با موتورهای جت و بالهای رو به جلو در جهان

Junkers Ju 287

آشنايي با بمب افكن يونكرس 287

ساخت آلمان نازي

 

طراحي و توسعهء بمب‏افكن يونكرس Ju 287 به عنوان بستري جهت توسعهء تكنولوژي‏هاي مورد نياز جهت ساخت يك جت بمب‏‎افكن چندموتورهء جت براي نيروي هوايي آلمان نازي (لوفت وافه) در نظر گرفته شد . . .

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آرش در 14:29 | موضوع: یونکرس287
• لينک ثابت   • 

یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387

پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت انتخابات مجلس اسلامی هشتم

نسل جوان ایران و ملت ایران خواهان تحولات
بنیادین در کشور خود هستند و آزادی می‏خواهند

 

. . . اين نسلی است که مشتاق دگرگونی است. جوانان ایران از این حکومت دینی و واپسگرا، که در تمامی جوانب زندگی آنان دخالت می‏کند، به طور فزاینده‏ای خشمگین‏اند. آنها از تمامی فرصت‏ها محرومند و رژیم ميلياردها (دلار) صرف فعالیت‏هایی می‏کند که هیچگونه ارتباطی با منافع و بهروزی ملت ایران ندارد . . .

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آرش در 9:24 | موضوع: پیام رضاپهلوی درباره انتخابات
• لينک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387

بررسی فیلم فتنه

بررسی فيلم

فتنه

 

واقعیت این است که امروز، صدای اندک مسلمانانی که توحش و آدم‏کشی را با مفاهیم جهاد و دفاع اشتباه گرفته‏اند، بیش از صدای اکثریت مسلمانان جهان که طرفدار صلح و همزیستی‏اند به گوش جهانیان می‏رسد. در این میان، بسیاری از علمای مسلمان، به ویژه علمای اهل سنت که گروه‏هایی مثل القاعده خود را بدانها منتسب می‏کنند، در مقابل این کج‏روی‏ها، سکوت کرده‏اند یا واکنش قاطعانه و صریحی نشان نمی‏دهند. اگر آنها، هنگاهی که اولین فیلم القاعده در اینترنت (که سر انسان را می بریدند) منتشر شد، علیه اعضای القاعده موضع می‏گرفتند، دیگر نیازی نبود که امروز علیه فیلم هلندی برآشوبند . . .

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آرش در 10:26 | موضوع: فتنه
• لينک ثابت   • 

سه شنبه بیستم فروردین 1387

روز ملی انرژی هسته ای!

روز ملی فن آوری هسته ای

یا

روز ملی تبلیغات و عوام فریبی؟!

 

انرژی هسته ای فقط 6.4% انرژی دنیا را تامین می کند و ذخایر یافته شده حداکثر تا 50 سال دیگر تمام می شوند. اگر به تعداد نیروگاههای هسته ای افزوده شود تا 30 سال دیگر هم سوختی باقی نخواهد ماند. پس انرژی هسته ای نه اثر چندانی در مشکل آب و هوا دارد و نه می تواند در آینده داشته باشد . . . جمهوری اسلامی باید برای مردم ایران توضیح دهد که چرا در سالهای گذشته اکثریت مطلق کشورهای دارنده نیروگاه هسته ای، نیروگاه غیر هسته ای ساخته و دیگر نیروگاه هسته ای نمی سازند و چرا بسیاری از کشورهای صنعتی نیروگاه هسته ای ندارند و یا اگر دارند، قصد بستن آنها را دارند . . .

 

رئیس جمهوری اسلامی ایران در سخنان خود به مناسبت آنچه که «روز ملی فن آوری هسته‏ای» نامیده‏اند، از جمله گفت: «موضوع هسته‏ای ایران، موضوعی است که به همه بشریت تعلق دارد» ! معلوم نیست چگونه او می خواهد این دو موضوع را با یکدیگر ارتباط دهد: «رژیمی که آرزوی خام تسلط بر جهان را دارد، به هدف رسیدن به بمب اتمی، شتاب زده همه نیروی خود و پول ملت ایران را در راه رسیدن به تکنولوژی غنی‏سازی هزینه می‏کند و خیال دارد دنیا را به آتش بکشد، و در همان حال ادعا می‏کند که این «دستاورد» به ایران محدود نمی‏شود، بلکه به بشریت تعلق دارد! شاید منظورش آن است که وقتی رژیم ایران به تکنولوژی بمب اتمی برسد، آنگاه بشریت را حتی یک روز آرام نخواهد گذاشت و بنابراین، چنین موضوعی به همه بشریت مربوط می‏شود.

 

احمدی نژاد همچنین گفت: «پیروزی ایران در سنگین‏ترین نبرد معاصر جهان، مقدمه آغاز مناسبات جدید در عرصه بین‏الملل خواهد بود».

رژیم ایران از روزی که قدرت را به دست گرفت، اعلام داشت که هدفش صدور انقلاب اسلامی به همه کشورهای منطقه و سپس سراسر جهان است و آیت الله خمینی تاکید کرد که باید نظم جهانی را برهم زد و اسلام به عنوان دینی که یک میلیارد و 400 میلیون نفر پیرو دارد، از قدرت بیشتری در مجامع بین‏المللی برخوردار گردد. احمدی نژاد نیز در آخرین سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز خواستار آن گردید که ساختار سیاسی جهان و سازمانهای بین المللی زیروزبر شود. او در سخنرانی شب گذشته خود گفت: همه مناسبات عالم، مکاتب حقوقی سیاسی، جریانات قدرت و اقتصاد و کشورها با موضوع هسته‏ای ایران گره خورده‏اند!

 

این سخنان در واقع از هدفهای پنهان حکومت برای تولید بمب هسته‏ای پرده برمی‏دارد. زیرا اگر جمهوری اسلامی، اورانیوم غنی شده را تنها برای تامین سوخت کوره‏های هسته‏ای می خواست، برای دنیا هیچ اهمیتی نداشت و کسی جلوی آن را نمی‏گرفت- و اگر دنیا این چنین به جوش و خروش آمده و به قول احمدی نژاد با غنی سازی اورانیوم در ایران «همه مناسبات عالم و جریانات قدرت در دنیا دگرگون خواهد شد»، پس آنها قصد تولید بمب اتمی دارند.

 

شاه فقید ایران یک میلیارد دلار در مؤسسه غنی سازی اورانیوم کشورهای اروپائی (کمپانی یورودیف) سرمایه گذاری کرده بود تا وقتی که ایران صاحب نیروگاههای اتمی شود سوخت آن را هم داشته باشد. ولی جمهوری اسلامی ایران این پول را پس گرفت و از عضویت یورودیف خارج شد تا خود به طور مستقل به غنی سازی اورانیوم بپردازد و بهانه‏ای برای تولید بمب هسته‏ای داشته باشد.

 

مقامات جمهوری اسلامی ایران در آئین های روز گذشته، کوشیدند به این تلاش جنگی و ویرانگر خود جنبه مردمی بدهند و به شیوه حکومت کمونیستی کره شمالی، به اجرای مضحك آواز گروهی و برنامه‏های هنری «اتمی» پرداختند!

 

از دیروز، سران جمهوری اسلامی ایران با شعار تازه‏ای برای سرگرم کردن مردم ایران به صحنه آمده‏اند و آن اینکه با دانش اتمی می‏خواهند ایران را دگرگون کنند و آن را در ردیف کشورهای پیشرفته جهان قرار دهند. آنانی که در اجرای ساده‏ترین برنامه‏های اقتصادی با شکست روبه‏رو شده‏اند و حتا قادر نیستند یک پالایشگاه برپا سازند و یا یک صنعت ساده را در ایران ترویج دهند، اکنون ادعا می‏کنند که می‏خواهند در امور اتمی در ردیف پیشرفته‏ترین کشورهای دنیا قرار گیرند! هیچکس تردید ندارد که ایرانیان نیز باید مانند هر ملت دیگری حق بهره‏گیری از دانش اتمی را داشته باشند، ولی رسیدن به این حق مستلزم تعهد به آن است که رژیم دانش هسته‏ای را در راه تولید جنگ افزار اتمی به کار نگیرد. اما در مورد حکومت ديني ایران، به هیچ وجه چنین تضمینی وجود ندارد و همهء علائم نشان می‏دهند که قصد اصلی رژیم، تولید بمب اتمی است تا با کمک آن بتواند آرمانهای بلندپروازانه مذهبی و ایدئولوژیک خود را- به قیمت یک فاجعه بزرگ منطقه‏ای و جهانی- پیش برد.

 

ملت ایران برای رسیدن به دانش اتمی و برداشتن گامهای بلند در این راه، هیچ نیازی ندارد که خود به غنی سازی اورانیوم بپردازد و متحمل هزینه‏های کلان و کمرشکن گردد. اورانیوم را می‏توان با دادن تضمین کافی، از بازار جهانی به قیمت عادلانه خرید. بیم آن می‏رود که حکومتی که حتی پودر شوینده و بنزین کافی نمی‏‎تواند در اختیار مردم قرار دهد، قيمت مسكن، هر روزه بالاتر مي‏رود و در اجرای همه برنامه‏های اقتصادی با ناکامی روبه‏رو شده است، با مطرح کردن شعار تبليغي پیشرفت علمی در زمینه اتمی، می‏خواهد دوباره سر مردم ایران را گرم نگاه دارد و زیر پوشش آن، به اجرای هدفهای خطرناک خود بپردازد.

 

آنها هر بار با شعار تازه‏ای به میدان می‏آیند تا برای مدتی سر مردم ایران را گرم نگاه دارند. یک بار مبارزه با گرانفروشی و فساد مالی را مطرح می‏کنند. بار دیگر مسئلهء حجاب اسلامی را پیش می‏کشند و این بار با شعار «شکوفائی اتمی» به میدان می‏آیند که تصور نمی‏رود مردم ایران فریب چنین ترفندی را بخورند.

 

عدم صرفه راه اندازی چرخه کامل سوخت هسته ای در ایران

 . . .

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آرش در 22:46 | موضوع: انرژی هسته ای
• لينک ثابت   • 

شنبه هفدهم فروردین 1387

رادار ویژهء سیستم موشکی آرو آزمایش می شود

رادار گرين پاين

Green Pine




نیروی هوایی اسرائیل قرار است ظرف چند هفته آینده قابلیت سیستم دفاع موشکی آرو2 خود را با هدف ردیابی موشک شهاب 3 ایران، مورد آزمایش قرار دهد . . .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آرش در 12:46 | موضوع: رادار گرین پاین
• لينک ثابت   • 

چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387

عید نوروز و حوادث رانندگی در ایران

قیمت مردم چند است؟

عيد نوروز سال موش و تصادفات اتومبيل

 

یکی از چیزهایی که نشان می دهد کرامت انسانی در ایران خیلی مهم است این است که هر سال چند هزار انسان در تصادف اتومبيل بمیرند. اگر قرار باشد 100 نفر آدم در یک حادثه از بین بروند، چه اتفاقی در كشورهاي گوناگون باید رخ بدهد؟

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آرش در 9:42 | موضوع: قیمت انسانها
• لينک ثابت   • 

دوشنبه دوازدهم فروردین 1387

به مناسبت سالروز تاسیس نظام وحشت در ایران

دوازده فروردین، روز جمهوری اسلامی گرامی باد !

 

 

 

 

 

سی سال قبل، مردم ایران بدون داشتن تجربه از نظامی که به آن رأی آری می انداختند به صندوق های انتخابات رفتند و به نظامی نظر مثبت خود را اعلام نمودند که هیچگونه شناختی از قانونمندی و حکومتداری آن نداشتند. در سی امی سالروز 12 فروردین، یعنی روز رسمیت یافتن نظام ولایت مطلقه دینی بر ایران، این نوشته را تقدیم شما خوبان می کنم:

 

* ما بد كرديم وقتي در سال 1357 فرياد زديم استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي، چر كه نه مفهوم روشن و درستي از آزادي درنظر داشتيم و نه مستعمرهء كشوري بوديم كه بخواهيم استقلال خود را بدست آوريم و نه مي‏دانستيم جمهوري اسلامي چه نظامي است.

 

* ما بد كرديم كوچكترين كنجكاوي نكرديم تا ببينيم خميني در سال 1342 براي چه علم اعتراض برداشت.

 

* ما بد كرديم كه نخواستيم بدانيم خميني در آن سال با حقوق زنان و با اصلاحات ارضي مخالف بود و با شوراهاي ايالتي و ولايتي.

 

* ما بد كرديم كه نخواستيم بدانيم خميني دربارهء «احياء كاپيتولاسيون» دروغ مي‏‏گفت و هم عوام را فريب مي‏داد و هم روشنفكران را.

 

* ما از روستايي و فرنگ رفته بد كرديم بي‏آنكه «ولايت فقيه» او را بخوانيم يا بپرسيم كه در آن چه نوشته است، به اصرار، چشمان خود را فريب داديم تا عكس او را در ماه ببينيم.

 

* آن روستايي بيرون آمده از نظام برده‏داري «ارباب و رعيتي» و عشاير آزاد شده از ظلم «خان» در دوران محمدرضا شاه پهلوي بد كردند كه فرياد زدند «مرگ بر شاه» اما روستا زاده هم‏ولايتي من كه مهندسي‏اش را از «دانشگاه صنعتي آريامهر» گرفت، با تكرار اين شعار بدتر كرد.

 

* آن حقوقدان سرشناس مراغه‏اي بد كرد كه گفت و ننوشت: با درآمد يك روز نفت ايران مي‏شود چند بار دور زمين را با اسكناسهاي 5 توماني دور زد و اينهمه را «شاه» از ملت مي‏دزدد.

 

* ما بد كرديم كه به دروغ گفتيم و نوشتيم در ايران بيش از 100 هزار زنداني سياسي داريم.

 

* بد كرديم كه به دروغ گفتيم و نوشتيم «صمد بهرنگي» را «ساواك» كشت و نگفتيم شنا بلد نبود، غرق شد.

 

* ما بد كرديم كه گفتيم «شاه» خونخوار است، جلاد است، يزيد زمان است، اما در آن روزها نخواستيم بدانيم محمدرضا شاه پهلوي براي ماندن در سلطنت حاضر نيست خون حتا يك ايراني ريخته شود.

 

* ما كه از دانشگاههاي ساخته شده در زمان «پهلوي‏ها» فارغ‏التحصيل شده بوديم، بد كرديم ادعاي خميني را باور كرديم كه «اين پدر و پسر دشمن علم بودند، دشمن دانش و ترقي بودند.»

 

* آن استاد «سياست بين‏الملل» و «كارشناس» امور نفتي بد كردند كه در همصدا شدن با خميني و «مسكو» گفتند: «شاه نوكر شركتهاي نفتي است» اما مي‏دانستند و نگفتند محمدرضا شاه پهلوي در ستيز با شركتهاي نفتي براي منافع ملي ايران است كه هدف طوفان انقلاب قرار گرفته است.

 

* آن «استاد جامعه‏شناس» و «استاد اقتصاد» بد كردند كه به طمع وكالت و صدارت در جمهوري اسلامي خميني، كه در راه بود، به دروغ گفتند و نوشتند: ايرانيها در دوران «شاه» روزبه‏روز فقيرتر شده‏اند، اما به اين پرسش پاسخ ندادند كه اگر چنين است، چرا هيچ‏يك از شعارهاي انقلابي، خواسته‏اي اقتصادي نيست؟

 

* ما بد كرديم كه تحول جامعهء ايراني از جامعه‏اي روستايي به جامعه‏اي شهرنشين را در همصدايي با خميني «اجراي دستور استعمار براي نابودي ملت مسلمان ايران» خوانديم و نوشتيم و نگفتيم و ننوشتيم در دوران «پهلوي‏ها» ست كه ايران و ايراني «معاصر» و همراه با بخش در حال پيشرفت جهان شده است.

 

* ما بد كرديم كه با خميني همصدا شديم و گفتيم و نوشتيم «اين انقلاب سفيد و كذا ايران را ذليل و ويران كرد»

 

 

 

* بد كرديم كه مي‏دانستيم «سپاه دانش» بسيار مفيد است، «سپاه بهداشت» و «سپاه ترويج و آباداني» نيز، اما نگفتيم.

 

* ما بد كرديم كه با خميني همصدا شديم و گفتيم: «اين برنامهء تنظيم خانواده هم يك توطئه‏اي است براي آنكه نفوس مسلمين را كاهش بدهند.»

 

* آن زن و دختر ايراني كه در دوران «پهلوي‏ها» از كنيزي دوران «قاجار» و سلطهء آخوند به درآمدند و قانونن به عنوان «انسان» شناخته شدند و به مقام و منزلتي شايسته رسيدند، بد كردند كه در انقلاب چادر و چاقچور به‏سركردند و دنبال آخوند به راه افتادند.

 

* آن كمونيست ما بد كرد به دستور «مسكو» تسبيح به دست گرفت و به ريا خميني را يك «سوسياليست تمام عيار» خواند. آن رو به قبلهء «پكن» نيز بدتر كرد كه خميني را «ناجي كشاورزان تحت ستم ايران» ناميد.

 

* ما بد كرديم كه نخواستيم بفهميم مخالفت آخوند با «رضاشاه» براي اين است كه با همان گرفتن امر قضا از آخوند و تأسيس دادگستري، چنگ و دندان او را از جان و مال و هستي مردم ايران بيرون كشيد.

 

* بد كرديم كه دوران «رضاشاه» را از موضع آخوند ديديم و در روشنفكري كورمال خود تا آنجا پيش رفتيم كه پيش از او، دوران «احمدشاه» را بهشت برين دمكراسي خوانديم.

 

* بد كرديم كه خود را از كينه‏اي كه آخوند و حزب توده در نگريستن به دوران «رضاشاه» به ما تزريق كرده بودند و جنس آن «ضدملي» بود رها نكرديم و «عبدالله مستوفي»، «احمد كسروي» و ديگراني كه در هر دو دوران زيسته بودند را نخوانديم تا دريابيم، خير، آن خبرها كه مي‏گويند هرگز نبود.

 

* ما روشنفكران بد كرديم كه فيلمهاي مستند پيش از «پهلوي‏ها» را نديديم تا ببينيم پايتخت‏‎نشين‏هايمان نيز در آن زمان، بيشتر كلاه‏نمدي بودند و در دوران «پهلوي‏ها» ست كه شهرنشيني به معناي معاصرش شكل مي‏گيرد.

 

* بد كرديم كه تاريخ «قاجار» را نخوانديم تا ببينيم كجا بوديم و در زمان «پهاوي‏ها» تا همان روز كه فرياد «مرگ بر شاه» مي‏‎زديم به كجا رسيده‏ايم.

 

* بد كرديم كه حتا همان تاريخ مشروطه را هم كه اينهمه سنگش را در مخالفت با «شاه» بر سينه مي‎زديم، نخوانديم تا ببينيم آخوند به عرصه سياست كه پا مي‏گذارد، چه جهنمي مي‏تواند به‏پا كند.

 

* بد كرديم كه ايران را در زمان «پهلوي‏ها» با دوران پيش از آن مقايسه نكرديم يا نگاهي به كشورهاي دور و بر نينداختيم تا ببينيم ما به كجا رسيده‏ايم اما در عوض با عوام‏فريبي، ايران را با اروپا و آمريكا مي‏سنجيم و اين قياس را زمينهء تبليغ عليه «شاه» ساختيم.

 

* من نويسنده، ما روزنامه‏نگاران و شاعران كه حرف بيشتري براي گفتن نداشتيم، از صبح تا به شام و بيشتر در باده‏‎نوشي‏‎هاي شبانه عليه سانسور كه هرگز به ابعادي كه ادعا مي‎شد نبود، پرخاش كرديم.

 

* بد كرديم كه مي‏دانستيم آنچه را آزادي مطبوعات مي‏ناميم، بيشتر براي اين مي‏خواهيم كه به «شاه» و خانواده‏اش فحش بدهيم و از همين روز قهرمانمان «كريم‏پور شيرازي» بود. وانمود مي‏كرديم ما چه حرفها كه براي گفتن نداريم اما واسانسورا. آه آزادي، كي مي‏رسي از راه؟ كه آمد، با «امام آمد» مان آمد.

 

* آن نمايشنامه‏نويس صاحب‏نام كه در غربت درگذشت كه هرگز نگفت همهء آثارش در پيش از انقلاب به چاپ رسيد، تجديد چاپ شد، بسياري از آنها به صحنه رفتند، چندتايي از آنها با هزينهء دولتي فيلم شد و حتا يك اثر زير سانسور مانده نداشت كه پس از انقلاب منتشر كند.

 

* نه او كه همهء آنها حتا يك اثر زير سانسور مانده نداشتند تا پس از انقلاب منتشر كنند، چون او بد كردند.

 

* ما بد كرديم كه با بورس دولتي براي ادامهء تحصيل به اروپا و آمريكا رفتيم، اما شغلمان شد پادويي تبليغاتي «جمال عبدالناصر»، «مسكو»، «پكن» و سازمانهاي اطلاعاتي كشورهاي غربي عليه «محمدرضا شاه پهلوي» كه اميدش اين بود ما در بازگشت به كشور، گوشه‏اي از كار را براي آباداني ايران بگيريم.

 

* بد كردند آنها كه براي ادامهء تحصيل به خارج فرستاده شده بودند رفتند در اردوگاههاي فلسطيني‏ها آموختند چگونه مي‏توان پاسبان را كشت و به پاسگاه ژاندارمري حمله كرد و در راه آزادي «خلق»، بانك دزديد و وقتي گرفتار شدند، داد و فرياد برآوردند كه مسلماني نيست.

 

* آن پزشكان كه جاي حكيم و دعانويسان دوران «قاجار» را گرفته بودند، بد كردند كه نگفتند تا پيش از «محمدرضا شاه» بسياري از ايرانيها، از بيماري‏هايي مثل مالاريا و حصبه مي‏‎مردند، اما در دوران او و پيش از او، در دوران «رضاشاه» نه تنها اين بيماري‏ها در ايران ريشه‏كن شد، كه چندين هزار بيمارستان، درمانگاه و مطب در كشور ساخته شد.

 

* بد كردند كه اين را نگفتند و رفتند دنبال خميني كه مي‏گفت: «اسلام خون مي‏خواهد».

 

* فرهگيان ما بد كردند كه نگفتند «تغذيه رايگان» در مدارس، برنامهء بسيار مفيد و خوبي است اما در عوض رفتند دنبال سخنگوي خميني، حجت‏الاسلام غفاري كه گفت: «اين شيري كه به دستور آمريكا در مدرسه‏ها به بچه‏ها ميدن، براي اونه كه از همون بچگي، بي‏غيرت بار بيان».

 

* كاركنان راديو تلويزيون بد كردند اعتصاب كردند و در راهپيمايي «تاسوعا» شركت كردند كه از خواسته‏هاي قطعنامه‏اش اين بود: «جلوگيري از نمايش فيلمهاي خلاف اخلاق و منافي عفت در تلويزيون به ويژه فيلمهاي اينگمار برگمان».

 

* آن دسته از كاركنان راديو تلويزيون بدتر كردند كه رفتند در «مدرسه» كانال تلويزيوني براي خميني راه انداخته و مزدشان را هم از خميني با اين گفتهء او كه از همان كانال پخش شد، گرفتند كه «تلويزيون، مركز فحشا» ست.

 

  

* كاركنان شركت نفت در جنوب بد كردند شيرهاي نفت را بستند و نخواستند حرف بازماندگان فربانيان سينما «ركس» آبادان را قبول كنند كه شعلهء جهنم «ركس» را آخوندها افروختند.

  

 

 

* همافران بد كردند به دست‏بوس خميني در «مدرسه علوي» رفتند و فراموش كردند آنها جوان‏ترين پرسنل مدرن‏ترين نيروي هوايي خاورميانه هستند، با آينده‏اي مرفه‏تر و نه آفتابه آب‏كن «جعفر طيار».

 

* نه اينان كه گفتم، ديگران چون اينان نيز كه «نقد» را وانهادند و به دنبال نسيهء «جمهوري اسلامي» رفتند و حتا از سر كنجكاوي هم كه شده نپرسيدند آنچه كه در راه است چيست، بد كردند.

 

* بد كردند كه بر اين هشدار «محمدرضا شاه» فقيد درنگ و تأمل نكرديم كه «اگر نظام ايران سقوط كند، منطقه، روي آرامش نخواهد ديد» كه مي‏بينيم چنين نيز شد.

 

* ما به ايران بد كرديم، به خود بد كرديم و به نسل آينده‏مان و بيش از همه به محمدرضا شاه پهلوي.

 

* به عمد يا سهو، در انقلاب اسلامي با سپردن «عقل» خويش به آخوند، بر آنچه او براي ايران كرد، چشم بستيم.

 

* بي‏گمان، آيندگان در مرور تاريخ ما، كه درگذشتگان خواهيم بود، اين پرسش را خواهند داشت كه ايرانيان را چه شد كه خواستار مرگ مردي شدند كه زندگي و همه توان خود را در راه خدمت، رفاه و سرافرازي آنان و ايران به كار برد و ورود كسي را به ايران گلباران كردند كه از روز نخست رسيدن به قدرت، مرگ را جولانگاهي بخشيد به وسعت ايران.

 

* آيندگان، خواهند پرسيد اين قوم را چه شد كه آن را ديو و اين را فرشته خواندند؟

 

* كم نيستند از نسل آمده پس از انقلاب كه پيش از به خاك رفتن ما، اين پرسش را دارند و گاه از خود ما.

 

* نزديك به 29 سال از «وحشت بزرگ» حاكم بر ايران مي‏گذرد و 27 سال است «محمدرضا شاه پهلوي» آنجا، بر خاك مهربان مصر، در آرامگاه خويش در گوشه‏اي از مسجد «الرفاعي» قاهره خفته است.

 

 

* ما بسيار به او بد كرديم كه او را به ترك سرزمينش ناگزير و از رنجي كه تا آخرين لحظهء حياتش از ويران شدن ايران در انقلاب اسلامي برد، شادمان شديم.

 

* ما به او بسیار بد كرديم.

 

اكنون اما، به جبران اينهمه بدي، در نوروز ۲۵۶۷ به احترام او و آرزوهاي شريف و بزرگي كه براي ايران داشت، به احترام نگراني و اندوه براي آيندهء ايران كه در بستر بيماري در بيمارستان «معادي» قاهره، سرانجام جان او را خورد، دقيقه‏اي در سكوت بينديشيم به كدام راه بايد برويم تا «وحشت بزرگ» حاكم بر ايران را برچينيم و به جهان معاصر بازگرديم. انديشيدن ما به نجات ايران و بازساختن آن، روان او را شاد مي‏كند.

  

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آرش در 21:46 | موضوع: 12 فروردین
• لينک ثابت   • 

یکشنبه یازدهم فروردین 1387

سردار پاسدار رضا زارعی: از مجریان عدالت اسلام ناب!!

سردار زارعی،

نماز جماعت قبول!

 

 

در حالی که اسفند ماه گذشته به صورت اتفاقی! و بدون اعلام هیچگونه علتی اخبار کوتاهی مبنی بر برکناری سردار پاسدار رضا زارعی، فرمانده نیروی انتظامی استان تهران، در تعداد معدودی از رسانهها منتشر شد، منابع غیر رسمی اعلام کردند علت برکناری ناگهانی این فرمانده رده بالای نیروی انتظامی کشف فساد شدید اخلاقی در مورد وی بوده است . . .

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آرش در 16:28 | موضوع: سردار زارعی
• لينک ثابت   •