شنبه سی و یکم فروردین 1387
اولین بمب افکن با موتورهای جت و بالهای رو به جلو در جهان
Junkers Ju 287
آشنايي با بمب افكن يونكرس 287
ساخت آلمان نازي
طراحي و توسعهء بمبافكن يونكرس Ju 287 به عنوان بستري جهت توسعهء تكنولوژيهاي مورد نياز جهت ساخت يك جت بمبافكن چندموتورهء جت براي نيروي هوايي آلمان نازي (لوفت وافه) در نظر گرفته شد . . .

ادامه مطلب
یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387
پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت انتخابات مجلس اسلامی هشتم
نسل جوان ایران و ملت ایران خواهان تحولات
بنیادین در کشور خود هستند و آزادی میخواهند
. . . اين نسلی است که مشتاق دگرگونی است. جوانان ایران از این حکومت دینی و واپسگرا، که در تمامی جوانب زندگی آنان دخالت میکند، به طور فزایندهای خشمگیناند. آنها از تمامی فرصتها محرومند و رژیم ميلياردها (دلار) صرف فعالیتهایی میکند که هیچگونه ارتباطی با منافع و بهروزی ملت ایران ندارد . . .

ادامه مطلب
پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387
بررسی فیلم فتنه
بررسی فيلم
فتنه
واقعیت این است که امروز، صدای اندک مسلمانانی که توحش و آدمکشی را با مفاهیم جهاد و دفاع اشتباه گرفتهاند، بیش از صدای اکثریت مسلمانان جهان که طرفدار صلح و همزیستیاند به گوش جهانیان میرسد. در این میان، بسیاری از علمای مسلمان، به ویژه علمای اهل سنت که گروههایی مثل القاعده خود را بدانها منتسب میکنند، در مقابل این کجرویها، سکوت کردهاند یا واکنش قاطعانه و صریحی نشان نمیدهند. اگر آنها، هنگاهی که اولین فیلم القاعده در اینترنت (که سر انسان را می بریدند) منتشر شد، علیه اعضای القاعده موضع میگرفتند، دیگر نیازی نبود که امروز علیه فیلم هلندی برآشوبند . . .

ادامه مطلب
سه شنبه بیستم فروردین 1387
روز ملی انرژی هسته ای!
روز ملی فن آوری هسته ای
یا
روز ملی تبلیغات و عوام فریبی؟!
انرژی هسته ای فقط 6.4% انرژی دنیا را تامین می کند و ذخایر یافته شده حداکثر تا 50 سال دیگر تمام می شوند. اگر به تعداد نیروگاههای هسته ای افزوده شود تا 30 سال دیگر هم سوختی باقی نخواهد ماند. پس انرژی هسته ای نه اثر چندانی در مشکل آب و هوا دارد و نه می تواند در آینده داشته باشد . . . جمهوری اسلامی باید برای مردم ایران توضیح دهد که چرا در سالهای گذشته اکثریت مطلق کشورهای دارنده نیروگاه هسته ای، نیروگاه غیر هسته ای ساخته و دیگر نیروگاه هسته ای نمی سازند و چرا بسیاری از کشورهای صنعتی نیروگاه هسته ای ندارند و یا اگر دارند، قصد بستن آنها را دارند . . .
رئیس جمهوری اسلامی ایران در سخنان خود به مناسبت آنچه که «روز ملی فن آوری هستهای» نامیدهاند، از جمله گفت: «موضوع هستهای ایران، موضوعی است که به همه بشریت تعلق دارد» ! معلوم نیست چگونه او می خواهد این دو موضوع را با یکدیگر ارتباط دهد: «رژیمی که آرزوی خام تسلط بر جهان را دارد، به هدف رسیدن به بمب اتمی، شتاب زده همه نیروی خود و پول ملت ایران را در راه رسیدن به تکنولوژی غنیسازی هزینه میکند و خیال دارد دنیا را به آتش بکشد، و در همان حال ادعا میکند که این «دستاورد» به ایران محدود نمیشود، بلکه به بشریت تعلق دارد! شاید منظورش آن است که وقتی رژیم ایران به تکنولوژی بمب اتمی برسد، آنگاه بشریت را حتی یک روز آرام نخواهد گذاشت و بنابراین، چنین موضوعی به همه بشریت مربوط میشود.
احمدی نژاد همچنین گفت: «پیروزی ایران در سنگینترین نبرد معاصر جهان، مقدمه آغاز مناسبات جدید در عرصه بینالملل خواهد بود».
رژیم ایران از روزی که قدرت را به دست گرفت، اعلام داشت که هدفش صدور انقلاب اسلامی به همه کشورهای منطقه و سپس سراسر جهان است و آیت الله خمینی تاکید کرد که باید نظم جهانی را برهم زد و اسلام به عنوان دینی که یک میلیارد و 400 میلیون نفر پیرو دارد، از قدرت بیشتری در مجامع بینالمللی برخوردار گردد. احمدی نژاد نیز در آخرین سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز خواستار آن گردید که ساختار سیاسی جهان و سازمانهای بین المللی زیروزبر شود. او در سخنرانی شب گذشته خود گفت: همه مناسبات عالم، مکاتب حقوقی سیاسی، جریانات قدرت و اقتصاد و کشورها با موضوع هستهای ایران گره خوردهاند!
این سخنان در واقع از هدفهای پنهان حکومت برای تولید بمب هستهای پرده برمیدارد. زیرا اگر جمهوری اسلامی، اورانیوم غنی شده را تنها برای تامین سوخت کورههای هستهای می خواست، برای دنیا هیچ اهمیتی نداشت و کسی جلوی آن را نمیگرفت- و اگر دنیا این چنین به جوش و خروش آمده و به قول احمدی نژاد با غنی سازی اورانیوم در ایران «همه مناسبات عالم و جریانات قدرت در دنیا دگرگون خواهد شد»، پس آنها قصد تولید بمب اتمی دارند.
شاه فقید ایران یک میلیارد دلار در مؤسسه غنی سازی اورانیوم کشورهای اروپائی (کمپانی یورودیف) سرمایه گذاری کرده بود تا وقتی که ایران صاحب نیروگاههای اتمی شود سوخت آن را هم داشته باشد. ولی جمهوری اسلامی ایران این پول را پس گرفت و از عضویت یورودیف خارج شد تا خود به طور مستقل به غنی سازی اورانیوم بپردازد و بهانهای برای تولید بمب هستهای داشته باشد.
مقامات جمهوری اسلامی ایران در آئین های روز گذشته، کوشیدند به این تلاش جنگی و ویرانگر خود جنبه مردمی بدهند و به شیوه حکومت کمونیستی کره شمالی، به اجرای مضحك آواز گروهی و برنامههای هنری «اتمی» پرداختند!
از دیروز، سران جمهوری اسلامی ایران با شعار تازهای برای سرگرم کردن مردم ایران به صحنه آمدهاند و آن اینکه با دانش اتمی میخواهند ایران را دگرگون کنند و آن را در ردیف کشورهای پیشرفته جهان قرار دهند. آنانی که در اجرای سادهترین برنامههای اقتصادی با شکست روبهرو شدهاند و حتا قادر نیستند یک پالایشگاه برپا سازند و یا یک صنعت ساده را در ایران ترویج دهند، اکنون ادعا میکنند که میخواهند در امور اتمی در ردیف پیشرفتهترین کشورهای دنیا قرار گیرند! هیچکس تردید ندارد که ایرانیان نیز باید مانند هر ملت دیگری حق بهرهگیری از دانش اتمی را داشته باشند، ولی رسیدن به این حق مستلزم تعهد به آن است که رژیم دانش هستهای را در راه تولید جنگ افزار اتمی به کار نگیرد. اما در مورد حکومت ديني ایران، به هیچ وجه چنین تضمینی وجود ندارد و همهء علائم نشان میدهند که قصد اصلی رژیم، تولید بمب اتمی است تا با کمک آن بتواند آرمانهای بلندپروازانه مذهبی و ایدئولوژیک خود را- به قیمت یک فاجعه بزرگ منطقهای و جهانی- پیش برد.
ملت ایران برای رسیدن به دانش اتمی و برداشتن گامهای بلند در این راه، هیچ نیازی ندارد که خود به غنی سازی اورانیوم بپردازد و متحمل هزینههای کلان و کمرشکن گردد. اورانیوم را میتوان با دادن تضمین کافی، از بازار جهانی به قیمت عادلانه خرید. بیم آن میرود که حکومتی که حتی پودر شوینده و بنزین کافی نمیتواند در اختیار مردم قرار دهد، قيمت مسكن، هر روزه بالاتر ميرود و در اجرای همه برنامههای اقتصادی با ناکامی روبهرو شده است، با مطرح کردن شعار تبليغي پیشرفت علمی در زمینه اتمی، میخواهد دوباره سر مردم ایران را گرم نگاه دارد و زیر پوشش آن، به اجرای هدفهای خطرناک خود بپردازد.
آنها هر بار با شعار تازهای به میدان میآیند تا برای مدتی سر مردم ایران را گرم نگاه دارند. یک بار مبارزه با گرانفروشی و فساد مالی را مطرح میکنند. بار دیگر مسئلهء حجاب اسلامی را پیش میکشند و این بار با شعار «شکوفائی اتمی» به میدان میآیند که تصور نمیرود مردم ایران فریب چنین ترفندی را بخورند.

ادامه مطلب
شنبه هفدهم فروردین 1387
رادار ویژهء سیستم موشکی آرو آزمایش می شود
رادار گرين پاين
Green Pine

نیروی هوایی اسرائیل قرار است ظرف چند هفته آینده قابلیت سیستم دفاع موشکی آرو2 خود را با هدف ردیابی موشک شهاب 3 ایران، مورد آزمایش قرار دهد . . .
ادامه مطلب
چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387
عید نوروز و حوادث رانندگی در ایران
قیمت مردم چند است؟
عيد نوروز سال موش و تصادفات اتومبيل
یکی از چیزهایی که نشان می دهد کرامت انسانی در ایران خیلی مهم است این است که هر سال چند هزار انسان در تصادف اتومبيل بمیرند. اگر قرار باشد 100 نفر آدم در یک حادثه از بین بروند، چه اتفاقی در كشورهاي گوناگون باید رخ بدهد؟

ادامه مطلب
دوشنبه دوازدهم فروردین 1387
به مناسبت سالروز تاسیس نظام وحشت در ایران
دوازده فروردین، روز جمهوری اسلامی گرامی باد !




سی سال قبل، مردم ایران بدون داشتن تجربه از نظامی که به آن رأی آری می انداختند به صندوق های انتخابات رفتند و به نظامی نظر مثبت خود را اعلام نمودند که هیچگونه شناختی از قانونمندی و حکومتداری آن نداشتند. در سی امی سالروز 12 فروردین، یعنی روز رسمیت یافتن نظام ولایت مطلقه دینی بر ایران، این نوشته را تقدیم شما خوبان می کنم:
* ما بد كرديم وقتي در سال 1357 فرياد زديم استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي، چر كه نه مفهوم روشن و درستي از آزادي درنظر داشتيم و نه مستعمرهء كشوري بوديم كه بخواهيم استقلال خود را بدست آوريم و نه ميدانستيم جمهوري اسلامي چه نظامي است.
* ما بد كرديم كوچكترين كنجكاوي نكرديم تا ببينيم خميني در سال 1342 براي چه علم اعتراض برداشت.
* ما بد كرديم كه نخواستيم بدانيم خميني در آن سال با حقوق زنان و با اصلاحات ارضي مخالف بود و با شوراهاي ايالتي و ولايتي.
* ما بد كرديم كه نخواستيم بدانيم خميني دربارهء «احياء كاپيتولاسيون» دروغ ميگفت و هم عوام را فريب ميداد و هم روشنفكران را.
* ما از روستايي و فرنگ رفته بد كرديم بيآنكه «ولايت فقيه» او را بخوانيم يا بپرسيم كه در آن چه نوشته است، به اصرار، چشمان خود را فريب داديم تا عكس او را در ماه ببينيم.
* آن روستايي بيرون آمده از نظام بردهداري «ارباب و رعيتي» و عشاير آزاد شده از ظلم «خان» در دوران محمدرضا شاه پهلوي بد كردند كه فرياد زدند «مرگ بر شاه» اما روستا زاده همولايتي من كه مهندسياش را از «دانشگاه صنعتي آريامهر» گرفت، با تكرار اين شعار بدتر كرد.
* آن حقوقدان سرشناس مراغهاي بد كرد كه گفت و ننوشت: با درآمد يك روز نفت ايران ميشود چند بار دور زمين را با اسكناسهاي 5 توماني دور زد و اينهمه را «شاه» از ملت ميدزدد.
* ما بد كرديم كه به دروغ گفتيم و نوشتيم در ايران بيش از 100 هزار زنداني سياسي داريم.
* بد كرديم كه به دروغ گفتيم و نوشتيم «صمد بهرنگي» را «ساواك» كشت و نگفتيم شنا بلد نبود، غرق شد.
* ما بد كرديم كه گفتيم «شاه» خونخوار است، جلاد است، يزيد زمان است، اما در آن روزها نخواستيم بدانيم محمدرضا شاه پهلوي براي ماندن در سلطنت حاضر نيست خون حتا يك ايراني ريخته شود.
* ما كه از دانشگاههاي ساخته شده در زمان «پهلويها» فارغالتحصيل شده بوديم، بد كرديم ادعاي خميني را باور كرديم كه «اين پدر و پسر دشمن علم بودند، دشمن دانش و ترقي بودند.»
* آن استاد «سياست بينالملل» و «كارشناس» امور نفتي بد كردند كه در همصدا شدن با خميني و «مسكو» گفتند: «شاه نوكر شركتهاي نفتي است» اما ميدانستند و نگفتند محمدرضا شاه پهلوي در ستيز با شركتهاي نفتي براي منافع ملي ايران است كه هدف طوفان انقلاب قرار گرفته است.
* آن «استاد جامعهشناس» و «استاد اقتصاد» بد كردند كه به طمع وكالت و صدارت در جمهوري اسلامي خميني، كه در راه بود، به دروغ گفتند و نوشتند: ايرانيها در دوران «شاه» روزبهروز فقيرتر شدهاند، اما به اين پرسش پاسخ ندادند كه اگر چنين است، چرا هيچيك از شعارهاي انقلابي، خواستهاي اقتصادي نيست؟
* ما بد كرديم كه تحول جامعهء ايراني از جامعهاي روستايي به جامعهاي شهرنشين را در همصدايي با خميني «اجراي دستور استعمار براي نابودي ملت مسلمان ايران» خوانديم و نوشتيم و نگفتيم و ننوشتيم در دوران «پهلويها» ست كه ايران و ايراني «معاصر» و همراه با بخش در حال پيشرفت جهان شده است.
* ما بد كرديم كه با خميني همصدا شديم و گفتيم و نوشتيم «اين انقلاب سفيد و كذا ايران را ذليل و ويران كرد»

* بد كرديم كه ميدانستيم «سپاه دانش» بسيار مفيد است، «سپاه بهداشت» و «سپاه ترويج و آباداني» نيز، اما نگفتيم.
* ما بد كرديم كه با خميني همصدا شديم و گفتيم: «اين برنامهء تنظيم خانواده هم يك توطئهاي است براي آنكه نفوس مسلمين را كاهش بدهند.»
* آن زن و دختر ايراني كه در دوران «پهلويها» از كنيزي دوران «قاجار» و سلطهء آخوند به درآمدند و قانونن به عنوان «انسان» شناخته شدند و به مقام و منزلتي شايسته رسيدند، بد كردند كه در انقلاب چادر و چاقچور بهسركردند و دنبال آخوند به راه افتادند.
* آن كمونيست ما بد كرد به دستور «مسكو» تسبيح به دست گرفت و به ريا خميني را يك «سوسياليست تمام عيار» خواند. آن رو به قبلهء «پكن» نيز بدتر كرد كه خميني را «ناجي كشاورزان تحت ستم ايران» ناميد.
* ما بد كرديم كه نخواستيم بفهميم مخالفت آخوند با «رضاشاه» براي اين است كه با همان گرفتن امر قضا از آخوند و تأسيس دادگستري، چنگ و دندان او را از جان و مال و هستي مردم ايران بيرون كشيد.
* بد كرديم كه دوران «رضاشاه» را از موضع آخوند ديديم و در روشنفكري كورمال خود تا آنجا پيش رفتيم كه پيش از او، دوران «احمدشاه» را بهشت برين دمكراسي خوانديم.
* بد كرديم كه خود را از كينهاي كه آخوند و حزب توده در نگريستن به دوران «رضاشاه» به ما تزريق كرده بودند و جنس آن «ضدملي» بود رها نكرديم و «عبدالله مستوفي»، «احمد كسروي» و ديگراني كه در هر دو دوران زيسته بودند را نخوانديم تا دريابيم، خير، آن خبرها كه ميگويند هرگز نبود.
* ما روشنفكران بد كرديم كه فيلمهاي مستند پيش از «پهلويها» را نديديم تا ببينيم پايتختنشينهايمان نيز در آن زمان، بيشتر كلاهنمدي بودند و در دوران «پهلويها» ست كه شهرنشيني به معناي معاصرش شكل ميگيرد.
* بد كرديم كه تاريخ «قاجار» را نخوانديم تا ببينيم كجا بوديم و در زمان «پهاويها» تا همان روز كه فرياد «مرگ بر شاه» ميزديم به كجا رسيدهايم.
* بد كرديم كه حتا همان تاريخ مشروطه را هم كه اينهمه سنگش را در مخالفت با «شاه» بر سينه ميزديم، نخوانديم تا ببينيم آخوند به عرصه سياست كه پا ميگذارد، چه جهنمي ميتواند بهپا كند.
* بد كرديم كه ايران را در زمان «پهلويها» با دوران پيش از آن مقايسه نكرديم يا نگاهي به كشورهاي دور و بر نينداختيم تا ببينيم ما به كجا رسيدهايم اما در عوض با عوامفريبي، ايران را با اروپا و آمريكا ميسنجيم و اين قياس را زمينهء تبليغ عليه «شاه» ساختيم.
* من نويسنده، ما روزنامهنگاران و شاعران كه حرف بيشتري براي گفتن نداشتيم، از صبح تا به شام و بيشتر در بادهنوشيهاي شبانه عليه سانسور كه هرگز به ابعادي كه ادعا ميشد نبود، پرخاش كرديم.
* بد كرديم كه ميدانستيم آنچه را آزادي مطبوعات ميناميم، بيشتر براي اين ميخواهيم كه به «شاه» و خانوادهاش فحش بدهيم و از همين روز قهرمانمان «كريمپور شيرازي» بود. وانمود ميكرديم ما چه حرفها كه براي گفتن نداريم اما واسانسورا. آه آزادي، كي ميرسي از راه؟ كه آمد، با «امام آمد» مان آمد.
* آن نمايشنامهنويس صاحبنام كه در غربت درگذشت كه هرگز نگفت همهء آثارش در پيش از انقلاب به چاپ رسيد، تجديد چاپ شد، بسياري از آنها به صحنه رفتند، چندتايي از آنها با هزينهء دولتي فيلم شد و حتا يك اثر زير سانسور مانده نداشت كه پس از انقلاب منتشر كند.
* نه او كه همهء آنها حتا يك اثر زير سانسور مانده نداشتند تا پس از انقلاب منتشر كنند، چون او بد كردند.
* ما بد كرديم كه با بورس دولتي براي ادامهء تحصيل به اروپا و آمريكا رفتيم، اما شغلمان شد پادويي تبليغاتي «جمال عبدالناصر»، «مسكو»، «پكن» و سازمانهاي اطلاعاتي كشورهاي غربي عليه «محمدرضا شاه پهلوي» كه اميدش اين بود ما در بازگشت به كشور، گوشهاي از كار را براي آباداني ايران بگيريم.
* بد كردند آنها كه براي ادامهء تحصيل به خارج فرستاده شده بودند رفتند در اردوگاههاي فلسطينيها آموختند چگونه ميتوان پاسبان را كشت و به پاسگاه ژاندارمري حمله كرد و در راه آزادي «خلق»، بانك دزديد و وقتي گرفتار شدند، داد و فرياد برآوردند كه مسلماني نيست.
* آن پزشكان كه جاي حكيم و دعانويسان دوران «قاجار» را گرفته بودند، بد كردند كه نگفتند تا پيش از «محمدرضا شاه» بسياري از ايرانيها، از بيماريهايي مثل مالاريا و حصبه ميمردند، اما در دوران او و پيش از او، در دوران «رضاشاه» نه تنها اين بيماريها در ايران ريشهكن شد، كه چندين هزار بيمارستان، درمانگاه و مطب در كشور ساخته شد.
* بد كردند كه اين را نگفتند و رفتند دنبال خميني كه ميگفت: «اسلام خون ميخواهد».
* فرهگيان ما بد كردند كه نگفتند «تغذيه رايگان» در مدارس، برنامهء بسيار مفيد و خوبي است اما در عوض رفتند دنبال سخنگوي خميني، حجتالاسلام غفاري كه گفت: «اين شيري كه به دستور آمريكا در مدرسهها به بچهها ميدن، براي اونه كه از همون بچگي، بيغيرت بار بيان».
* كاركنان راديو تلويزيون بد كردند اعتصاب كردند و در راهپيمايي «تاسوعا» شركت كردند كه از خواستههاي قطعنامهاش اين بود: «جلوگيري از نمايش فيلمهاي خلاف اخلاق و منافي عفت در تلويزيون به ويژه فيلمهاي اينگمار برگمان».
* آن دسته از كاركنان راديو تلويزيون بدتر كردند كه رفتند در «مدرسه» كانال تلويزيوني براي خميني راه انداخته و مزدشان را هم از خميني با اين گفتهء او كه از همان كانال پخش شد، گرفتند كه «تلويزيون، مركز فحشا» ست.


* كاركنان شركت نفت در جنوب بد كردند شيرهاي نفت را بستند و نخواستند حرف بازماندگان فربانيان سينما «ركس» آبادان را قبول كنند كه شعلهء جهنم «ركس» را آخوندها افروختند.
* همافران بد كردند به دستبوس خميني در «مدرسه علوي» رفتند و فراموش كردند آنها جوانترين پرسنل مدرنترين نيروي هوايي خاورميانه هستند، با آيندهاي مرفهتر و نه آفتابه آبكن «جعفر طيار».
* نه اينان كه گفتم، ديگران چون اينان نيز كه «نقد» را وانهادند و به دنبال نسيهء «جمهوري اسلامي» رفتند و حتا از سر كنجكاوي هم كه شده نپرسيدند آنچه كه در راه است چيست، بد كردند.
* بد كردند كه بر اين هشدار «محمدرضا شاه» فقيد درنگ و تأمل نكرديم كه «اگر نظام ايران سقوط كند، منطقه، روي آرامش نخواهد ديد» كه ميبينيم چنين نيز شد.
* ما به ايران بد كرديم، به خود بد كرديم و به نسل آيندهمان و بيش از همه به محمدرضا شاه پهلوي.
* به عمد يا سهو، در انقلاب اسلامي با سپردن «عقل» خويش به آخوند، بر آنچه او براي ايران كرد، چشم بستيم.
* بيگمان، آيندگان در مرور تاريخ ما، كه درگذشتگان خواهيم بود، اين پرسش را خواهند داشت كه ايرانيان را چه شد كه خواستار مرگ مردي شدند كه زندگي و همه توان خود را در راه خدمت، رفاه و سرافرازي آنان و ايران به كار برد و ورود كسي را به ايران گلباران كردند كه از روز نخست رسيدن به قدرت، مرگ را جولانگاهي بخشيد به وسعت ايران.
* آيندگان، خواهند پرسيد اين قوم را چه شد كه آن را ديو و اين را فرشته خواندند؟
* كم نيستند از نسل آمده پس از انقلاب كه پيش از به خاك رفتن ما، اين پرسش را دارند و گاه از خود ما.
* نزديك به 29 سال از «وحشت بزرگ» حاكم بر ايران ميگذرد و 27 سال است «محمدرضا شاه پهلوي» آنجا، بر خاك مهربان مصر، در آرامگاه خويش در گوشهاي از مسجد «الرفاعي» قاهره خفته است.

* ما بسيار به او بد كرديم كه او را به ترك سرزمينش ناگزير و از رنجي كه تا آخرين لحظهء حياتش از ويران شدن ايران در انقلاب اسلامي برد، شادمان شديم.
* ما به او بسیار بد كرديم.
اكنون اما، به جبران اينهمه بدي، در نوروز ۲۵۶۷ به احترام او و آرزوهاي شريف و بزرگي كه براي ايران داشت، به احترام نگراني و اندوه براي آيندهء ايران كه در بستر بيماري در بيمارستان «معادي» قاهره، سرانجام جان او را خورد، دقيقهاي در سكوت بينديشيم به كدام راه بايد برويم تا «وحشت بزرگ» حاكم بر ايران را برچينيم و به جهان معاصر بازگرديم. انديشيدن ما به نجات ايران و بازساختن آن، روان او را شاد ميكند.


ادامه مطلب
یکشنبه یازدهم فروردین 1387
سردار پاسدار رضا زارعی: از مجریان عدالت اسلام ناب!!
سردار زارعی،
نماز جماعت قبول!

در حالی که اسفند ماه گذشته به صورت اتفاقی! و بدون اعلام هیچگونه علتی اخبار کوتاهی مبنی بر برکناری سردار پاسدار رضا زارعی، فرمانده نیروی انتظامی استان تهران، در تعداد معدودی از رسانهها منتشر شد، منابع غیر رسمی اعلام کردند علت برکناری ناگهانی این فرمانده رده بالای نیروی انتظامی کشف فساد شدید اخلاقی در مورد وی بوده است . . .

ادامه مطلب


